این واژهنامه اصطلاحات به منظور کمک به طراح محصول و متخصص فنی در ارتباط با تولیدکننده قالبهای ریختهگری تحت فشار در طول توسعه و تولید محصول ارائه شده است. این واژهنامه شامل تعاریف مربوط به نمونهسازی محصول، طراحی و ساخت قالب ریختهگری تحت فشار و قالب برش، تولید قطعه توسط روش ریختهگری تحت فشار ,و عملیات ماشینکاری و پرداخت سطح پس از ریختهگری میباشد.
این واژهنامه توسط انجمن ریختهگری تحت فشار آمریکای شمالی ارائه شده است.
فرآیندی برای تمیز کردن یا پرداخت که در آن ذرات ساینده با سرعت بالا به سمت یک ریخته یا قطعه کار هدایت میشوند.
روشی برای حذف اکسیدها و سایر ناخالصیها از سطوح فلزی.
تغییری در ساختار متالورژیکی یک آلیاژ که در طی دورهای پس از ریختهگری رخ میدهد و بر خواص و ابعاد قطعه تأثیر میگذارد. گرم کردن فرآیند پیر شدن را تسریع میکند.
عملیات حرارتی با دمای پایین که برای تسریع فرآیند پیر شدن انجام میشود و معمولاً به منظور افزایش استحکام و/یا تثبیت خواص اعمال میگردد.
پیر شدن که در دمای اتاق رخ میدهد.
مادهای با خواص فلزی که از دو یا چند عنصر شیمیایی تشکیل شده است و حداقل یکی از آنها فلز است. خواص آلیاژ معمولاً با خواص عناصر تشکیلدهنده آن تفاوت دارد.
هر آلیاژ ریختهگری تحت فشار که جزء اصلی آن مستقیماً از سنگ معدن تصفیه شده باشد، نه از ضایعات فلزی بازیافتی.
هر آلیاژ ریختهگری تحت فشار که جزء اصلی آن از ضایعات فلزی بازیافتی به دست آمده باشد. تقریباً ۹۵ درصد از قطعات ریختهگری تحت فشار ارائهشده در آمریکای شمالی از آلیاژهای ثانویه ساخته شدهاند.
هر آلیاژ ریختهگری تحت فشار که دارای شماره اختصاصی ASTM باشد.
فرآیند تولید آلیاژ ریختهگری تحت فشار از مواد تشکیلدهنده مختلف آن. این فرآیند معمولاً شامل ذوب کردن جزء اصلی و افزودن سایر اجزا به حمام مذاب است , جایی که آنها به تدریج در آن حل میشوند. فلز مذاب سپس با استفاده از عوامل پالایشی از ناخالصیها پاکسازی میشود.
روش مالی برای به تعویق انداختن هزینه ابزار و جزو کردن هزینه ابزار در تولید ریختهگری به صورت تناسبی. به عنوان مثال، اگر عمر ابزار ۱۰۰٬۰۰۰ قطعه ریختهگری قابل قبول توافق شده باشد و هزینه ابزار ۱۰۰٬۰۰۰ دلار باشد، هزینه تناسبی ۱٫۰۰ دلار به ازای هر قطعه ریختهگری قابل قبول ارسالشده خواهد بود و در زمان ارسال صورتحساب میشود.
الکترودی در حمام روکشدهی که در آن یونهای فلزی تشکیل میشوند، یونهای منفی دفع میشوند یا واکنشهای اکسایشی دیگر رخ میدهد.
هر فلزی که تمایل داشته باشد در حضور الکترولیت و هنگام اتصال الکتریکی با فلز دیگر، نسبت به آن فلز دیگر ابتکاراً حل، خورد شده یا اکسید شود.
قرار دادن یک فلز در معرض عمل الکترولیتی به عنوان آند یک سلول به منظور پوششدهی it با یک لایه محافظ یا تزئینی.
موسسه استانداردهای ملی آمریکا.
سطح کیفیت قابل قبول، همانطور که برای انجام سفارشهای تولید توافق شده است.
شرایط قطعه ریختهگریشدهای که پس از ریختهگری تحت عملیات حرارتی قرار نگرفته باشد.
این حالت همچنین به عنوان «حالت F» نیز شناخته میشود.
انجمن آمریکایی برای کیفیت.
انجمن آمریکایی برای آزمون و مواد.
خوردگی سطحی که در اثر قرار گرفتن در معرض گازها یا مایعات حملهکننده به فلز در محیط ایجاد میشود.
انتقال داوطلبانه اموال، مانند قالبها، تجهیزات، اندازهها و غیره، به صورت امانی از سوی سپردهگذار (مشتری) به سپردهدار (فروشنده). این موضوع میتواند با یک «قرارداد سپردهگذاری» به صورت رسمی ثبت شود .”
صاف کردن سطوح با استفاده از حرکت دادن قطعات در حضور گلولههای فولاد سختشده و بدون استفاده از مواد ساینده
صاف کردن سطوح با استفاده از حرکت دادن قطعه در درامهای دوار و در حضور گلولههای فلزی یا سرامیکی و بدون استفاده از مواد ساینده
آبکاری که در آن قطعه به صورت انبوه در یک ظرف دوار پردازش میشود
عدد سختی برینل، مقیاسی که برای نشان دادن سختی استفاده میشود
فایده فلزی اضافی که در انتهای سیلندر تزریق دستگاه ریختهگری تحت فشار اتاق سرد باقی میماند و در انتهای حرکت پیستون تشکیل میشود. همچنین به آن سلگ (slug) گفته میشود.
پوشش کروم سیاه غیرانعکاسی که از طریق رسوب الکتریکی از حمام فاقد سولفات بهدست میآید.
پوشش نیکل سیاه غیرانعکاسی، تزئینی با مقاومت حفاظتی بسیار کم که از طریق آبکاری الکتریکی یا غوطهوری ساده تولید میشود.
نقص یا برآمدگی سطحی که معمولاً در اثر گرم شدن گاز به دام افتاده در ریختهگری یا زیر لایهای از فلز که روی ریختهگری آبکاری شده است، ایجاد میشود.
حفرهها یا خالیهای درون ریختهگری که ممکن است به دلیل به دام افتادن هوا یا انقباض در هنگام انجماد بخشهای ضخیم ایجاد شوند.
پرداختی با سطحی صاف یکنواخت و غیرجهتی که بازتابش بالایی از نور دارد.
نیکل تزئینی که در شرایط کاملاً درخشان رسوب داده میشود.
فرآیندی که یک رسوب الکتریکی با درجه بالای بازتاب آینهای در شرایط همینطور پوششدهی شده تولید میکند. ذرات ساینده به صورت معلق در مایع، خمیر یا میله چربی اعمال میشوند.
صاف کردن سطح با یک چرخ انعطافپذیر در حال چرخش، که ذرات ساینده ریز به سطح آن به صورت معلق در مایع، خمیر یا فرم میله چربی اعمال شدهاند.
صافکردن و پولیدن سطح فلزی با سایش یا قلابزدن در حضور گلولههای فلزی یا سرامیکی و در غیاب مواد ساینده.
پوششهای آلی بر پایه مشتقات اسید بوتیریک که دارای رنگ اولیه عالی و مقاومت خوب در برابر عوامل جوی هستند.
شاخص قابلیت
توانایی فرآیند کلی. شاخص توانایی یک فرآیند تولیدی که شامل پراکندگی فرآیند و تمایل مرکزی آن میشود و همچنین گستردگی توزیع و موقعیت توزیع نسبت به نقطه میانی مشخصات را در نظر میگیرد.
بهبود مستمر کیفیت، رویکردی در مدیریت کیفیت که بر اساس روشهای سنتی تضمین کیفیت استوار است و بر سازماندهی و سیستمها تأکید دارد. این رویکرد بر «فرآیند» بیش از فرد تمرکز میکند، هم «مشتریان داخلی» و هم «خارجی» را شناسایی میکند و لزوم استفاده از دادههای عینی برای تحلیل و بهبود فرآیندها را ترویج میدهد.
لایهای از فلز کادمیوم که به منظور محافظت در برابر خوردگی یا بهبود قابلیت لحیمکاری روی زیرلایه آلومینیومی یا فولادی اعمال میشود. پوشش کادمیومی بر روی ریختههای دایکست روی نیازمند لایه میانی جداکننده نیکل است.
(آزمون اسپری نمکی شتابدار با مس) آزمون خوردگی شتابدار برای زیرلایههای الکترواستخراجشده
(ASTM 368-68).
سهولت نسبی که با آن یک آلیاژ را میتوان ریختهگری کرد؛ شامل سهولت نسبی جریان آن و پر کردن حفره قالب، و مقاومت نسبی آن در برابر ترک خوردگی و پارگی داغ.
میانگین تعداد شاتهایی که میتوان در طی یک ساعت کار پیوسته ریختهگری کرد.
ضخامت دیواره قطعه ریختهگری. از آنجا که ضخامت قطعه ریختهگری ممکن است یکنواخت نباشد، ضخامت مقطع ممکن است در یک محل خاص روی قطعه مشخص شود. همچنین گاهی استفاده از ضخامت متوسط، حداقل یا معمول دیواره برای توصیف قطعه ریختهگری مفید است.
وزن قطعه یا قطعات ریختهگری تقسیم بر وزن کل فلز تزریقشده به داخل قالب، برحسب درصد.
مجموع تعداد مراحل لازم برای تولید هر قطعه ریختهگری. در ریختهگری تحت فشار، چرخه ریختهگری معمولاً شامل زمان انجماد، حرکت و زمانبندی دستگاه و حرکات دستی اپراتور میشود.
نقشه فنی که اندازه، شکل و تلرانسهای ریختهگری را تعریف میکند. این یک نقشه دقیق از خود ریختهگری است و نه یک مونتاژ از محصولی که در آن ریختهگری به کار رفته است.
ریختهگری تحت فشار که تنها برای اهداف ساختاری یا مکانیکی به کار میرود. این ریختهگری ارزش تزئینی ندارد.
دیدن این ضخامت سطح مقطع ریختهگری.
اصطلاحی که برای تعریف ریختهگری به کار میرود که حداقل ضخامت دیواره را برای انجام عملکرد مورد نظر دارد.
کل واحدهای مکعبی (مثلاً اینچ مکعب یا میلیمتر مکعب) فلز ریختهشده در ریختهگری.
الکترود در آبکاری که در آن یونهای فلزی رسوب میکنند، یونهای منفی تشکیل میشوند یا واکنشهای کاهشی دیگر انجام میشود.
یک کاتد کمکی که به گونهای قرار داده شده است که جریان الکتریکی را از بخشهایی از قطعاتی که در حال روکشدهی هستند و در غیر این صورت چگالی جریان خیلی زیادی دریافت میکردند، به خود منحرف کند.
هر فلزی که تمایلی به حل شدن، خوردگی یا اکسید شدن نسبت به فلز دیگری وقتی که دو فلز به صورت الکتریکی در حضور یک الکترولیت به هم متصل شدهاند، نداشته باشد.
حفره در قالب که در آن ریختهگری شکل میگیرد.
بخشی از قالب ریختهگری تحت فشار که بیشتر یا تمام حفره در آن تشکیل میشود. معمولاً در هر مجموعه قالب حداقل دو بلوک حفره وجود دارد.
دورهای از زمان که برای پر کردن حفره با فلز پس از آغاز ورود فلز به حفره مورد نیاز است.
انقباض یا تخلخلی که در امتداد صفحه یا محور حرارتی مرکزی قطعه ریختهگری شده ایجاد میشود.
نام آزمون ضربهای که در آن نمونه بهصورت تیر ساده، بین دو تکیهگاه با فاصله ۴۰ میلیمتری قرار گرفته و توسط چکشی مورد ضربه قرار میگیرد.
مشاهده خستگی، حرارتی.
حذف مواد خارجی از یک سطح با استفاده از غوطهوری یا پاشش بدون بهکارگیری جریان الکتریکی.
پوشش تبدیلی متشکل از ترکیبات کروم سهظرفیتی و ششظرفیتی.
اعمال پوشش کرومات.
یک تیمار شیمیایی برای منیزیم در محلول اسید نیتریک و دیکرومات سدیم. این تیمار با ایجاد یک لایه که همچنین به عنوان پایهای برای رنگ نیز عمل میکند، حفاظت محدودی در برابر خوردگی فراهم میآورد.
لایهای از فلز کروم که به روش الکترورسانی نشانده شده و مقاومت عالی در برابر کدر شدن و سایش فراهم میکند.
نیرویی که دستگاه ریختهگری تحت فشار قادر به اعمال آن بر روی صفحه قالب برای نگه داشتن قالب در حالت بسته در طول تزریق فلز است.
نیروی واقعی که توسط دستگاه ریختهگری تحت فشار به بست قالب اعمال میشود تا قالب بسته نگه داشته شود. این نیرو ممکن است کمتر از ظرفیت بستن دستگاه ریختهگری تحت فشار باشد.
مجرای فلز مذاب در دستگاه ریختهگری تحت فشار با مجرای سرد. این یک لوله سختشده (آستین تیر) است که پلانجر تیر در آن حرکت میکند تا فلز مذاب را به داخل قالب تزریق کند. مجرای سرد و پلانجر با هم تشکیل یک پمپ فلزی میدهند. این بخش مجرای سرد نامیده میشود زیرا نسبت به فلزی که به آن وارد میشود سرد است.
خرمای یک ریختهگری دایکست بدون استفاده از حرارت برای دستیابی به شکل مطلوبی که با شکل ریختهشده متفاوت است. خمکاری سرد اغلب برای نگهداشتن قطعه اسمبلشده در ریختهگری دایکست استفاده میشود.
همپوشانی فلزی که گاهی هنگام اتصال جبهههای فلزی در طی تشکیل فلز انجماد یافته رخ میدهد و گاهی در تشکیل ریختهگری دایکست پیش میآید و نقصی روی یا نزدیک سطح ریختهگری محسوب میشود.
دستگاه ریختهگری دایکست که به گونهای طراحی شده است که محفظه فلزی و پلنجر به طور مداوم در فلز مذاب غوطهور نباشند.
یک پوشش آندی که قبل از درپوشی با یک ماده رنگی آلی یا معدنی، رنگدهی شده است.
تولید رنگهای مطلوب بر روی سطوح فلزی توسط عمل مناسب شیمیایی یا الکتروشیمیایی، یا پولید سبک سطوح فلزی با هدف ایجاد براقیت بالا که به آن پولید رنگی نیز گفته میشود.
قالبی با دو یا چند حفره متفاوت که هر کدام قطعه متفاوتی تولید میکنند، همچنین به آن قالب خانواده نیز گفته میشود
رسوب الکتریکی متشکل از دو یا چند لایه فلز که به صورت متوالی نشانده شدهاند
حداکثر تنشی که یک فلز در معرض فشار میتواند بدون ایجاد مقدار از پیش تعیینشدهای از تغییر شکل (معمولاً ۰٫۲ درصد برای ریختهگری تحت فشار) تحمل کند
تغییر خطی که معمولاً در فلزات و آلیاژها هنگام سرد شدن تا دمای محیط رخ میدهد
عاملی که برای ضرب ابعاد ریختهگری به منظور به دست آوردن ابعاد قالب ریختهگری استفاده میشود. این ضریب تفاوت در ضرایب انبساط حرارتی فولاد قالب و آلیاژ و همچنین دمای عملیاتی قالب را جبران میکند
پوششی که توسط عملیات شیمیایی یا الکتروشیمیایی روی سطح فلزی ایجاد میشود و لایهای سطحی حاوی ترکیبی از آن فلز را تشکیل میدهد؛ به عنوان مثال: پوششهای کرومات روی روی و کادمیوم، پوشش اکسید روی فولاد.
لوله یا مسیری در قالب ریختهگری تحت فشار که از طریق آن مایع خنککننده (معمولاً آب، روغن یا هوا) عبور داده میشود تا قالب خنک شود.
لایهای از مس که به روشهای آبکاری الکترولیتی یا بدون جریان الکتریکی رسوب داده شده است. مس آبکاری شده از محلول سیانیدی معمولاً به عنوان لایه اولیه در آبکاری ریختهگریهای روی تحت فشار استفاده میشود. مس اسیدی به عنوان لایه صافکننده زیر لایه نیکل-کروم به کار میرود.
بخشی از قالب ریختهگری تحت فشار که ویژگی داخلی قطعه را شکل میدهد (معمولاً ویژگی با دقت ابعادی قابل توجهی) و قطعهای جداگانه از بلوک حفره است. ممکن است هسته نسبت به بلوک حفره در موقعیت ثابتی قرار گیرد یا هر بار که قالب باز میشود از طریق حرکتی خاص فعال شود.
هسته، معمولاً با سطح مقطع دایرهای. پینهای هسته از جنس فولاد ابزار کار داغ هستند، معمولاً H-13، که برای ایجاد سوراخ در ریختهگری تحت فشار استفاده میشوند و ممکن است ثابت یا متحرک باشند. هسته از یک پین هسته ساخته میشود.
صفحهای که هستهها به آن متصل میشوند و حرکت آنها را کنترل میکند.
هر هسته متحرکی.
هستهای که هنگام باز و بسته شدن قالب، نسبت به بلوک حفرهای که در آن نصب شده است، حرکت نمیکند.
هستهای که باید در طول باز شدن قالب یا بلافاصله پس از آن، مسیری را طی کند تا خروج آزادانه قطعه ریختهگری امکانپذیر شود.
آزمون تسریعشده خوردگی برای زیرلایههای روکشدار (ASTM 380-65).
تخریب فلز به دلیل واکنش شیمیایی یا الکتروشیمیایی با محیط اطراف آن.
مقاومت در برابر خوردگی به عنوان تابعی از زمان.
مخلوطی شامل هگزاフルورید سولفور، دیاکسید کربن و هوای معمولی که برای محافظت و کاهش تشکیل اکسید روی سطح منیزیم مذاب استفاده میشود.
نیمه ثابت یک قالب ریختهگری تحت فشار.
توانایی یک محلول روکشدهی، در شرایط مشخصی از شرایط روکشزنی، در رسوب دادن فلز بر روی سطوح یا فرورفتگیهای یک قطعه یا در داخل سوراخهای عمیق.
تغییر شکل پلاستیک فلزاتی که مدتها تحت تنشهای کمتر از استحکام تسلیم عادی نگه داشته شدهاند.
تنش اسمی ثابتی که باعث ایجاد مقدار مشخصی از خزش در یک زمان معین و در دمای ثابت میشود.
رسانه غیرهادی برای تغییر توزیع جریان در یک آند یا کاتد.
توانایی ماده در میرایی ارتعاشات در قطعات و در نتیجه کاهش سطح سر و صدا.
طراحی آزمایشها
حذف بریدگیها، لبههای تیز یا حاشیهها به وسیله روشهای مکانیکی، شیمیایی، الکتروشیمیایی یا تخلیه الکتریکی.
سطحی روکشدهی شده، رنگشده یا پردازش شده که دارای ویژگیهای زیباییشناختی و توانایی حفظ این ویژگیها در طول کارکرد است.
نقایص در قطعه ریختهگری شده — مانند منافذ، ناخالصیها، ترکها، بستهشدن سرد، لایههای همپوشان یا موارد مشابه.
خم شدن یا پیچ خوردن یک ریختهگری تحت فشار یا ابزاری که هنگام اعمال بار به آن رخ میدهد. انحراف لیتر معمولاً برای توصیف کرنش الاستیک (یعنی قطعه پس از حذف بار به شکل اولیه خود بازمیگردد) استفاده میشود و نه تغییر شکل دائمی (پلاستیک).
خم شدن یا پیچ خوردن یک ریختهگری تحت فشار یا ابزار توسط باری که فراتر از حد الاستیک آن است و ریختهگری یا ابزار پس از حذف بار به شکل اولیه خود برنمیگردد.
مادهای که میتواند به فلز مذاب اضافه شود تا گازهای محلولی را که ممکن است در غیر این صورت در فلز در حین انجماد به دام بیفتند، حذف کند.
(1) واکنش شیمیایی که منجر به حذف گازها از فلز میشود. گازهای بیاثر اغلب در این عملیات استفاده میشوند. (2) روش جریاندهی که برای آلیاژهای آلومینیوم به کار میرود و در آن نیتروژن، کلر، کلر و نیتروژن و کلر و آرگون از میان فلز عبور داده میشوند تا گازهای هیدروژن حلشده و اکسیدها را از آلیاژ حذف کنند. همچنین به فلاکس مراجعه کنید.
حذف چربی و روغن از سطح.
بلوری که دارای الگوی شاخهای شبیه درخت است و بیشتر در فلزات ریختهگری شده هنگام سرد شدن آهسته در محدوده انجماد دیده میشود.
(1) حذف اکسیژن از فلزات مذاب با استفاده از یک عامل بازکننده مناسب. بله دیزنده کننده. (2) گاهی به حذف عناصر نامطلوب غیر از اکسیژن از طریق افزودن عناصر یا ترکیباتی که به راحتی با آنها واکنش میدهند، اشاره دارد. (3) در پرداخت فلز، حذف لایههای اکسید از سطوح فلزی توسط واکنش شیمیایی یا الکتروشیمیایی.
پوشش شیمیایی برای آلیاژهای آلومینیوم، منیزیم و روی در محلول جوشان دیکرومات که منجر به تشکیل لایهای مقاوم در برابر خوردگی روی سطح میشود.
بلاک فلزی که در فرآیند ریختهگری تحت فشار استفاده میشود و شامل حفره یا حفرههایی است که قطعه را شکل میدهد، سیستم توزیع فلز مذاب و امکاناتی برای خنککردن و پرتاب ریخته.
بلوک بزرگ فولادی که پایهٔ نیمی از قالب ریختهگری تحت فشار را تشکیل میدهد. تمام سایر اجزای قالب به این بلوک متصل یا نصب شدهاند.
فولاد روی سطح یک ریزق تحت فشار، تا عمق تقریبی 0.020 اینچ (0.8 میلیمتر)، که با ساختار دانههای ریز و بدون تخلخل مشخص میشود.
فرآیندی که در آن فلز مذاب با سرعت و فشار بالا به داخل حفرهای از قالب (دوچین) تزریق میشود
قالب ریختهگری تحت فشار از دو قسمت ساخته میشود: قسمت پوشش و قسمت خروجی. این دو قسمت به عنوان «نیمههای» قالب شناخته میشوند.
یک لاینر قابل تعویض یا بخشی از بدنه قالب
(1) تعداد ریزقهای قابل استفادهای که میتوان از یک قالب تولید کرد قبل از آنکه نیاز به تعویض یا تعمیر گسترده داشته باشد. (2) فاصله، بر حسب اینچ یا میلیمتر، که در جهت عملیات برش اندازهگیری میشود و در آن یک قالب برش ریزق تنظیم شده است. هر بار که قالبهای برش دوباره تیز میشوند، فاصله طول عمر قالب کاهش مییابد .هنگامی که عمر قالب کاملاً از بین رفته باشد f ، فولادهای قالب باید تعویض شوند.
پوششدهی قالب به منظور بهبود کیفیت سطح ریختهگری و تسهیل خارج کردن آن از قالب.
تکنیکی که در ریختهگری دقت بالا با قالب به کار میرود که در آن سطوح خارجی قطعه عمداً کمی کوچکتر و سطوح داخلی کمی بزرگتر در نظر گرفته میشوند. پس از یک رانش آزمایشی، تمام ابعاد در محدودههای مشخصشده تنظیم میشوند. این تکنیک تضمین میکند که تمام تغییرات نهایی در قالب، هرچند جزئی، با حذف فلز و نه افزودن آن انجام شود.
یک قالب ریختهگری دماهای بسیار پیچیدهای در سطح جداکننده و در ضخامت خود دارد. عبارت "دمای قالب" معمولاً به معنای دمای سطحی قالب به کار میرود.
استفاده از ترموکوپلها در قالب ریختهگری برای تنظیم دبی سیال خنککننده عبوری از قالب و حفظ دمای قالب در محدوده از پیش تنظیمشده.
جرم (وزن) یک قالب. این وزن روی قالب حک شده است تا افرادی که با آن کار میکنند بتوانند تجهیزات بلندکردن مناسب را انتخاب کنند.
قالبهای ریختهگری تحت فشار برای تولید قطعاتی که وزن آنها کمتر از دو اونس (55 گرم) است، معمولاً به عنوان قالبهای ریختهگری تحت فشار مینیاتوری در نظر گرفته میشوند.
قالبی که بیش از یک حفره ریختهگری دارد.
قالب ریختهگری تحت فشاری که تنها یک حفره دارد.
بعدی روی یک قطعه که باید در محدوده تحمل مشخصشده نگه داشته شود تا قطعه در کاربرد خود عملکرد مناسبی داشته باشد. برای صرفهجویی در وزن یا از نظر اقتصاد تولید، ممکن است یک تحمل غیربحرانی مشخص شود و این موضوع برای عملکرد محصول ضروری نیست.
هر بعدی به ویژگیهای ریختهگری تحت فشار که در یک قطعه قالب (نیمه) شکل گرفتهاند. هر بعد خطی روی قطعه چاپ قالب.
اندازه بعدی که تلرانس به آن اعمال میشود. به عنوان مثال، اگر بعدی 2.00 + 0.02 باشد، عدد 2.00 بعد اسمی و +0.02 تلرانس است.
بعدی روی ریختهگری یا در حفره قالب ریختهگری تحت فشار که موازی با جهت کشش قالب بوده و از روی خط جدایش قالب عبور میکند.
توانایی یک آلیاژ در حفظ اندازه و شکل خود بدون تغییر در طول زمان.
هرگونه وقفه در ساختار یا پیکربندی فیزیکی معمول یک قطعه، مانند ترکها، لایههای همپوشان، درزها، ناخالصیها یا تخلخل. یک ناپیوستگی ممکن است تأثیری در کاربرد قطعه داشته باشد یا نداشته باشد.
معدنی متشکل از کربنات کلسیم و منیزیم.
پوشش نیکل دو لایه ای با روکش الکتریکی، که لایه پایینی نیکل نیمهدرخشان است و حاوی کمتر از ن 0.005% گوگرد است و لایه بالایی نیکل درخشان است که حاوی بیش از 0.04% گوگرد است، ضخامت لایه پایینی کمتر از 60% کل ضخامت نیکل نباشد، به جز در فولاد که کمتر از 75% نباشد.
راهنمایی برای تضمین همراستایی بین دو بخش قالب.
حداکثر زاویه شیبدهی که توسط مشخصات ریختهگری مجاز است.
شیب دادهشده به مغزهها و سایر قسمتهای حفره قالب بهمنظور خارج کردن آسان ریزه.
محلولی که به اشیاء خارجشده از حمامهای تمیزکاری و روکشدهی میچسبد.
اکسیدهای فلزی در یا روی سطح فلز مذاب.
پوششی که تقریباً فاقد هرگونه بازتاب پراکنده و بازتاب مستقیم نور است
برای خارج کردن قطعه ریختهگری سفتشده من از حفره قالب ریختهگری تحت فشار.
سیستمی که معمولاً درون قالب ریختهگری تحت فشار قرار دارد و باعث میشود پینهای پرتاب انتخابی در بخش پایانی حرکت پرتاب، سریعتر و بیشتر از سایرین حرکت کنند. همچنین به آن پرتاب ثانویه گفته میشود.
علامتهایی که توسط پینهای پرتاب بر روی قطعات ریختهگری ایجاد میشود که اغلب شامل حلقهای نازک از ف لیتر خاکستر ایجاد شده در اطراف پین خروجی.
پینی که به منظور خارج کردن ریختهگری از حفره قالب و دور کردن آن از مغزهها به حرکت درمیآید.
صفحهای که پینهای خروجی به آن متصل شدهاند و باعث به حرکت درآوردن آنها میشود.
نیمه متحرک یک قالب ریختهگری تحت فشار که شامل پینهای خروجی است.
مادهای، معمولاً مایع، که هدایت الکتریسیته در آن با تجزیه شیمیایی همراه است. الکترولیت یکی از عوامل لازم برای بروز خوردگی الکترولیتی است.
فهرستی از عناصر که بر اساس پتانسیل الکترود استاندارد آنها مرتب شدهاند.
پوشش فلزی چسبنده که از طریق رسوب الکتریکی بر روی یک زیرلایه اعمال میشود تا خواص سطحی آن بهبود یابد.
بهبود در پرداخت سطحی فلز که با قرار دادن آن به عنوان آند در یک محلول مناسب ایجاد میشود.
مقدار افزایش دائمی در نزدیکی شکست در آزمون کشش، که معمولاً به صورت درصدی از طول اولیه نمونه بیان میشود.
طرحهایی که توسط انحلال شیمیایی روی سطوح حفره قالب حکاکی میشوند تا الگوهای مشخصی من در قطعه ریختهگریشده ایجاد شوند.
هوا یا گازهای دیگری که هنگام پرشدن حفره قالب با مذاب مخلوط میشوند fL هنگام پر شدن حفره قالب با مذاب مخلوط میشوند
پوششهای آلی که بر روی قطعات اعمال میشوند و دارای مقاومت عالی در برابر خوردگی و چسبندگی بالا هستند.
وضعیت آسیبدیده در حفره قالب یا مجاری راهگاهی ناشی از برخورد فلز مذاب در حین تزریق.
مقدار عددی تغییر واحد طول یک ماده با هر درجه تغییر دما. این مقادیر از طریق آزمایش به دست میآیند و در کتابهای مرجع جدولبندی شدهاند.
در ریختهگری تحت فشار، دستگاه مکانیکی که وارد فضای بین دو نیمه قالب باز شده میشود، قطعه ریختهگری شده را گرفته، آن را از پینهای خروج جدا کرده و از فضای قالب خارج میکند.
گزارش بازرسی قطعه اولیه
تحلیل حالات خرابی و اثرات آن
مشاهده تحلیل المان محدود.
پدیدهای که منجر به شکست تحت بارهای تکراری یا ف لیتر تنشهای متغیر که مقدار حداکثر آنها کمتر از استحکام کششی ماده است.
ترک خوردن (یا ترکهای سطحی) سطح حفره قالب ریختهگری تحت فشار. این پدیده ناشی از انبساط و انقباض سطح حفره است که هر بار که فلز مذاب به درون قالب تزریق میشود رخ میدهد.
اصل کنترل فرآیند که در آن اطلاعاتی درباره عملکرد واقعی یک ماشین، ابزار، قالب یا فرآیند به سیستم کنترل ماشین وارد میشود تا در صورت لزوم تنظیمات ماشین به منظور اصلاح متغیرهای نادرست انجام پذیرد.
فرآیند تأمین فلز مذاب به حفره قالب به منظور جبران کاهش حجمی در حالی که قطعه ریختهگری در حال انجماد است.
فرآیندی برای تولید پرداختی براق و مقاوم در برابر خوردگی روی منیزیم.
اتصال منحنی دو سطح، مانند دیوارههایی که در غیر این صورت در یک گوشه تیز به هم میرسند.
به فلش مراجعه کنید.
(1) آخرین عملیات ماشینکاری روی حفره قالب ریختهگری تحت فشار قبل از شروع کار دستی (سنگزنی یا پولیش). (2) عملیات ماشینکاری روی قطعهای که ریختهگری شده است تا به مشخصات نهایی برسد، در مواردی که ریختهگری به شکل خالص از نظر اقتصادی امکانپذیر نبوده است. من در مواردی که ریختهگری به شکل خالص از نظر اقتصادی امکانپذیر نبوده است.
صافی سطح یک ریختهگری تحت فشار یا حفره قالب ریختهگری تحت فشار . ت کیفیت پرداخت سطح حفره ممکن است بر اساس اندازه دانههای ساینده مورد استفاده در پولیش نهایی، مقدار RMS میکرواینچ یا شماره استاندارد پرداخت SPL/SPE تعیین شود. من کیفیت پرداخت سطح حفره ممکن است بر اساس اندازه دانههای ساینده مورد استفاده در پولیش نهایی، مقدار RMS میکرواینچ یا شماره استاندارد پرداخت SPL/SPE تعیین شود.
آمپر روش شبیهسازی عددی که میتواند برای حل طیف وسیعی از مسائل مهندسی از جمله تحلیل تنش، جریان سیال، انتقال حرارت استفاده شود , جریان سیال جریان سیال لیتر انتقال حرارت f ر و بسیاری دیگر.
دقت یا صحتی که با آن دو قطعه باید به هم متصل شوند. ت فاصله یا همپوشانی بین دو قطعه متصلشده به هم . هنگامی که ریختهگری قالبدار باید با تلورانسهای غیرمعمول بله نزدیک ساخته شود تا جایگاه مشخصی حاصل شود، من ممکن است هزینه بیشتری برای تولید آن ایجاد کند.
هر دستگاهی که قطعهای مانند ریختهگری قالبدار را به طور محکم در موقعیت از پیش تعیینشدهای نگه میدارد در حالی که عملیات ثانویه روی قطعه انجام میشود. من ثابت نگه داشتن (نگهدارنده قطعه)
لایه نازک یا بالهای از فلز روی ریختهگری که در محل اتصال قسمتهای قالب، سوراخهای تهویه هوا و اطراف مغزههای متحرک ایجاد میشود. این فلز اضافی ناشی از فشار کاری و فواصل کاری در قالب است.
در دستگاه های ریخته گری، فضاهای عمدی بین قسمت های دستگاه برای تشکیل لیتر خاکستری در دستگاه های برش و سایر ابزار ثانویه، فضاهای مورد نیاز برای قرار دادن قطعات ریخته شده لیتر خاکستری
مواد اضافی که از یک کاسینگ مرطوب شده اند که دوباره ذوب شده و دوباره استفاده می شوند.
علامت هایی که روی سطح یک قطعه ای که نشان دهنده نحوه ی فولاد است ظاهر می شوند لیتر اوه
الگویی که فلز ذوب شده به تدریج حفره یک قالب ریخته گری را پر می کند.
حجم فلز مذاب ورودی به هر حفره در قالب دایکستینگ در واحد زمان. نرخ جریان به اینچ مکعب یا میلیمتر مکعب در ثانیه بیان میشود.
فرآیندی که در آن فلزی که قرار است پوشش داده شود، گرم شده و در رزین پودری قرار میگیرد که در هوا به حالت سیال درآمده است. لیتر در هوا به حالت سیال درآمده است.
دارای خواص سیالمانند. لیتر در دایکستینگ: فاصلهای که فلز مذاب در یک کانال قبل از انجماد، در دمای مشخصی طی میکند.
مادهای مانند نمکهای هالید که برای محافظت و کاهش تشکیل اکسید روی سطح فلز مذاب استفاده میشود. همچنین برای تصفیه ضایعات فلزی به کار میرود. من تصفیه ضایعات فلزی.
شکل یک قطعه دایکستینگ.
هر یک از فرآیندهایی که در آن قطعه ریختهگری تحت فشار با استفاده از یک ابزار یا جیگ، معمولاً در یک پرس قدرت، بدون اعمال حرارت دوباره شکلدهی میشود. چرخاندن (Spinning)، که گرمای موضعی ایجاد میکند، همچنان به عنوان عملیات شکلدهی سرد در نظر گرفته میشود. در حالی که پیچگیری حرارتی (Heat staking)، که از پانچهای گرم استفاده میکند، عملیات شکلدهی سرد محسوب نمیشود.
شکستن یک نمونه و بررسی سطوح شکستهشده برای تعیین مواردی مانند ترکیب، اندازه دانه، استحکام یا وجود نقصها.
آن محدوده دمایی بین دمای مایعالحال و جامدالحال که در آن ترکیبات مذاب و جامد به صورت همزمان وجود دارند.
بعددهی و تلرانسدهی هندسی
یک جیگ یا دستگاه که دقت ابعادی یک قطعه تولیدشده مانند قطعه ریختهگری تحت فشار را بررسی میکند. گیج هیچ کاری روی قطعه انجام نمیدهد.
فرآیند استفاده از یک کالیبر برای تعیین اینکه آیا یک قطعه از نظر ابعادی قابل استفاده است.
پاره شدن ذرات از سطح فلزی به دلیل اصطکاک لغزشی.
خوردگی مرتبط با جریان یک سلول گالوانیک که از دو هادی ناهمسان در یک الکترولیت یا دو هادی مشابه در الکترولیتهای ناهمسان تشکیل شده است.
نقصی در ریختهگری قالب تزریقی که در آن گازها (مانند هوا، بخار، هیدروژن و گازهای حاصل از تجزیه مواد جداکننده) درون ریخته به دام افتاده و یک یا چند حفره ایجاد کردهاند.
آسیب دیدگی قالب که توسط جریان فلز با دمای بالا و سرعت زیاد در دریچه ورودی قالب در طول زمان ایجاد میشود.
رانر در قالب ریختهگری تزریقی که مستقیماً در مجاورت دریچه قرار دارد. انتقال از بازشوی دریچه به سطح مقطع رانر.
(1) مسیر ارتباطی بین رانر یا اُورفلو با حفره قالب. لیتر او با یک حفره قالب. (2) کل محتوای خروجی از یک قالب ریختهگری تحت فشار، شامل ریخته یا ریختهها و دریچهها، رانرها، سپری (یا بیسکوییت) و fL خاکستری
چیدمان دریچهگذاری در یک قالب ریختهگری تحت فشار که باعث میشود فلز تزریقشده از مرکز قطعه وارد حفره شود، نه از لبه بیرونی آن. ت قطعه ریختهگری باید در مرکز باز باشد، مانند یک چرخ یا حلقه، تا بتوان از دریچه مرکزی استفاده کرد .
مسیرهایی، به جز حفره، در یک قالب ریختهگری تحت فشار که فلز تزریقشده باید از آنها عبور کند لیتر ow . سیستم دریچهگذاری شامل سپری (یا بیسکوییت)، رانر اصلی، رانرهای فرعی (در صورت وجود)، رانرهای دریچه، ورودی، دریچه، اُورفلو لیتر و شیرهای تهویه است.
ویژگیهای هندسی به عناصر پایه یا بلوکهای سازندهای اشاره دارند که زبان مشخصات و تلرانسهای هندسی را تشکیل میدهند. بهطور کلی، این اصطلاح به تمام نمادهای مورد استفاده در تلرانسهای فرم، جهتگیری، نمای من چرخش و موقعیت اشاره میکند .
ریزساختاری که در آن فاز اولیه به صورت کروی است، نه دندریتی. این ریزساختار معمولاً در ریختهگری نیمهجامد پس از گرم کردن تا دمای شکلدهی نیمهجامد مشاهده میشود. همچنین بخش دندریتهای تخریبشده را نیز ببینید.
در ریختهگری دایکستینگ دورهای گرم، یک لوله اتصالدهنده حوضچه یا محفظه فلز به نازل یا سوراخ راهگرانش در قالب که قناة عبور فلز مذاب به سمت قالب را فراهم میکند.
منطقهای درون یک فلز انجماد یافته که ساختار کریستالی اتمها نسبتاً کامل است. من کل ساختار فلز از چنین دانههایی تشکیل شده است. در طی فرآیند سرد شدن، دانهها در اثر برخورد تصادفی جفتهای اتمی یا از روی یک ناخالصی شروع به رشد میکنند. هنگامی که دانهها رشد میکنند، با یکدیگر برخورد میکنند و ساختار کریستالی در این مرزها به پایان میرسد. ت کل ساختار فلز از چنین دانههایی تشکیل شده است. در طی فرآیند سرد شدن، دانهها در اثر برخورد تصادفی جفتهای اتمی یا از روی یک ناخالصی شروع به رشد میکنند. هنگامی که دانهها رشد میکنند، با یکدیگر برخورد میکنند و ساختار کریستالی در این مرزها به پایان میرسد.
دستکاری فرآیند انجماد به گونهای که باعث تشکیل تعداد بیشتری دانه (و در نتیجه دانههای کوچکتر) شود و/یا باعث شود دانهها به شکل مشخصی تشکیل شوند من اشکال C. اصطلاح «تصفیهکاری» معمولاً به معنای افزودن مواد شیمیایی به فلز است، اما میتواند به کنترل نرخ سردشدن نیز اشاره داشته باشد.
اندازه و شکل دانههای موجود در یک فلز .
پویش ساینده با قطعات کوچک نامنظم از جنس فلز آهنی یا مواد سرامیکی.
(1) افزایش حجم یک ریختهگری به دلیل پیر شدن، خوردگی بین دانهای یا هر دو. (2) رشد عکس انقباض است.
تغییری در فرآیند آندایز اسید سولفوریک که از دماهای پایینتر و ولتاژهای بالاتری استفاده میکند.
روشی برای کاهش سطوح خشن با استفاده از پوششهایی از جنس نخ با تراکم بالا و ترکیب فعال.
کرومی که برای کاربردهای مهندسی و نه زینتی روی سطح اعمال میشود و لزوماً سختتر نیست. این لایه سطحی مقاوم در برابر سایش ایجاد میکند و میتواند برای بازیابی قطعات فرسوده یا کوچکتر از اندازه مورد نظر استفاده شود.
شامل متراکم در ریختهگری که سختتر از فلز اطراف آن است.
سطح بسیار صاف و ریختهشده که نیازی به پولیش ندارد و فقط کمی بوفزنی fiدر مرحله آمادهسازی برای آبکاری.
مشاهده خستگی، حرارتی.
(1) ویژگی قالب ریختهگری تحت فشار که برای دفع حرارت از قالب یا از یک ناحیه خاص درون قالب طراحی شده است. من کانالهای آب رایجترین نوع جاذب حرارتی هستند. با این حال، از مواد با هدایت حرارتی بالا نیز استفاده میشود. (2) قطعه ریختهگری تحت فشاری که برای عملکرد به عنوان جاذب حرارتی در یک مونتاژ طراحی شده است.
میزان انتقال انرژی گرمایی توسط یک ماده در واحد زمان و از طریق یک فاصله مشخص به دلیل تفاوت دمایی. ضریب انتقال حرارت f ر نرخ انتقال گرما را نشان میدهد. fiضرایب برای مواد مختلف در واحد Btu/hr-ft-°F و W/m-°C داده میشود. f همچنین به آن ضریب هدایت حرارتی گفته میشود. fiضریب هدایت حرارتی.
توانایی رنگ در پنهان کردن یا مخدوش کردن سطحی که بهصورت یکنواخت روی آن اعمال شده است.
در ریختهگری دایکست، هر سوراخی که توسط یک هسته در قالب ایجاد شود. سوراخ هستهای با سوراخی که پس از انجام ریختهگری (مثلاً با متهکاری) اضافه میشود، متمایز است. ر پس از اینکه قطعه ریختهگری شد (مثلاً با متهکاری).
دستگاه ریختهگری دایکست که طوری طراحی شده است که محفظه فلز و پلانجر یا پمپ فلزی بهطور مداوم در فلز مذاب غوطهور باشد تا نرخ چرخههای بالاتری حاصل شود.
ترکی که در ریختهگری در دمای انجماد یا کمی زیر آن به دلیل کشیدهشدن فلز نرم توسط تنش انقباض داخلی ایجاد میشود. لیتر تنش انقباض حرارتی.
شکننده یا فاقد استحکام در دماهای بالا.
تمایل برخی آلیاژها به ترک خوردن در مرزدانهها هنگام تنش یا تغییر شکل در دماهای نزدیک نقطه ذوب. داغشکنی توسط یک جزء با نقطه ذوب پایین، که اغلب تنها به مقدار بسیار کم وجود دارد و در مرزدانهها تفکیک شده است، ایجاد میشود.
ترکی که در فلز حین انجماد به علت ممانعت از انقباض ایجاد میشود. من مقایسه با ترک داغ.
گزارش بازرسی نمونه اولیه
توانایی جذب شوک/انرژی، که با دستگاه آزمون مناسب اندازهگیری میشود.
(1) حفرهای در قالب. (2) علامت یا فرورفتگی ایجاد شده توسط گلوله یا نفوذکننده دستگاه سنجش سختی.
ذرات مواد خارجی در یک ماتریس فلزی. این ذرات معمولاً ترکیباتی هستند (مانند اکسیدها، سولفیدها یا سیلیکاتها)، اما ممکن است از هر مادهای تشکیل شده باشند که در ماتریس خارجی باشد (و عملاً در آن نامحلول باشد). من باشد از هر مادهای بله که در ماتریس خارجی باشد (و عملاً در آن نامحلول باشد).
مسیر یا بازشویی که یک رانر را به حفره قالب متصل میکند.
یک بلوک یا شمش فلز یا آلیاژ.
عمل یا فرآیند وارد کردن فلز مذاب به داخل یک قالب تحت فشار.
تغییرات از پیش برنامهریزیشده در سرعت نسبت به زمان حرکت میله تزریق. سرعت اغلب در طول حرکت تزریق تغییر میکند تا به حداقل رساندن تلهشدن هوا و زمان پرکردن قالب بهینه شود.
قطعهای از ماده جامد، معمولاً فلز، که بخشی جدایناپذیر از ریختهگری میشود. . مقررهها معمولاً درون قالب قرار داده میشوند تا فلز حول آن بخشی که در حفره قالب نمایان است، ریختهگری شود. همچنین، مقررهها اغلب پس از ریختهگری نصب میشوند. (توجه: مقررهها بخشی از ریختهگری میشوند، در حالی که قطعات تعویضپذیر قالب بخشی از خود قالب هستند.)
نوعی خوردگی که بهصورت ترجیحی مرزدانههای یک فلز یا آلیاژ را مورد حمله قرار میدهد و منجر به نفوذ عمیق میشود.
نام یک آزمون ضربه و دستگاه آزمایش که در آن نمونه تنها از یک انتها بسته شده و هنگام برخورد چکش به عنوان یک تیر دوسرگیردار عمل میکند.
بالاترین کیفیت، پرداخت تزئینی الکترولیتی بدون نقص برای قطعه ریختهگری تحت فشار.
هستهای که توسط قالب موقعیتیابی شده اما به آن متصل نیست و به گونهای تنظیم شده که همراه با ریزه خارج شود. این قطعه پس از آن جدا میشود و بارها مورد استفاده قرار میگیرد.
ترکیب پوششی که بر پایه مواد تشکیلدهنده فیلم ترموپلاستیک سنتزی حلشده در حلال آلی است و عمدتاً از طریق تبخیر حلال خشک میشود.
روشی از نمونهسازی سریع برای تولید قطعه نمونه که از دادههای CAD برای موقعیتیابی پرتو لیزر روی ورقی از کاغذ چسبدار فعالشده توسط حرارت استفاده میکند و هر لایه را روی لایه قبلی میچسباند.
لایهای الکتریکی که سطحی صافتر از زیرلایه تولید میکند.
نمادی که برای شناسایی یک شرکت استفاده میشود و اغلب در قطعات ریختهگری تحت فشار حک میشود.
تعداد قطعاتی که با یک قالب و تنظیم ماشین تولید میشوند.
نسبت ضخامت فلز در دو ناحیه مشخص شده از یک کاتد.
لایه نازک یا بالپشت فلزی روی ریختهگری که در محل جداشدگی قالب، سوراخهای تهویه هوا و اطراف مغزههای متحرک ایجاد میشود. این فلز اضافی ناشی از فشار کاری و شکافهای عملیاتی در قالب است.
هسته ای که عمدتا برای کاهش مقدار فلز در ریخته گری و جلوگیری از برش های دارای ضخامت بیش از حد استفاده می شود.
این عمل انتقال فلز ذوب شده از کارخانه ذوب به کارخانه ریخته گری است. تحویل فلز گرم منجر به صرفه جویی قابل توجهی در انرژی و زباله می شود زیرا فلز لازم نیست در کارخانه ریخته گری ریخته شود. فلز در حالت ذوب شده می تواند چند صد مایل حمل شود.
ریخته گری مگنتو هیدرو دینامیک یک فرآیند ریخته گری است که در آن فلز با شدت توسط یک ف من آتش در طول جامد شدن
توانایی یک محلول پوشش یا خاص من مجموعه ای از شرایط پوشش برای سپرده گذاری فلز در fiزخم ها، منافذ یا خراش ها
اجزای قالب ریختهگری تحت فشار که هسته متحرک را نگه میدارند و حرکت میدهند. این اجزا ممکن است شامل راهنماها، میلقفل، پینهای زاویهدار، کولیسهای سگدندانی، چرخدندههای رکی و یا سیلندرهای هیدرولیکی باشند.
انجمن ریختهگری تحت فشار آمریکای شمالی، ادغامشده از انجمن مهندسان ریختهگری تحت فشار و مؤسسه ریختهگری تحت فشار آمریکا.
استانداردهای محصول ریختهگری تحت فشار که در ابتدا توسط مؤسسه ریختهگری تحت فشار آمریکا منتشر شده بود و این انتشارات جایگزین آن میشود. ADCI و SDCE (انجمن مهندسان ریختهگری تحت فشار) ادغام شدند و NADCA، انجمن ریختهگری تحت فشار آمریکای شمالی را تشکیل دادند.
بازده ریختهگری را ببینید.
لایهای از نیکل که به روشهای آب الکتریکی یا بدون الکتریسیته اعمال میشود و به منظور زیبایی و مقاومت در برابر خوردگی استفاده میگردد. معمولاً این لایه با یک لایه نازک کروم پوشانده میشود تا مقاومت بیشتری در برابر کدر شدن و سایش داشته باشد.
پیکل اولیه برای عملیات تیمار با نیترات آهن روی منیزیم.
فرآیند حرارتدهی برای افزایش سختی سطحی فولادهای ابزار با نفوذ نیتروژن به درون سطح.
انتهای خروجی گوزنک یا قطعه لولای لولهای که گوزنک را به سوراخ اصلی متصل میکند.
عملیات یا مرحلهای تولیدی که پس از ایجاد ریختهگری دای و قبل از ارسال به مشتری یا مونتاژ در محصول نهایی، روی آن انجام میشود.
یک فرورفتگی در قالب، که از طریق دریچهای به حفره قالب متصل شده و در فاصلهای دور از دریچه ورودی (دریچه ورودی) قرار دارد.
مسیر یا بازشویی که حفره قالب را به یک مخزن سرریز متصل میکند.
واکنشی که در آن الکترونها از یک واکنشدهنده جدا میشوند، همانند تشکیل یونها در سطح آند در فرآیند الکترولیز. ترکیب یک واکنشدهنده با اکسیژن یا یک عامل اکسنده.
پوششی که به روش شیمیایی یا الکتروشیمیایی از طریق اکسیداسیون بر روی یک فلز ایجاد میشود و هدف آن رنگدهی یا ایجاد مقاومت در برابر خوردگی و سایش است.
فرآیند تأیید پیش از تولید
سطح پذیرش برای تکمیل یک سفارش تولیدی بر اساس تعداد قطعات معیوب مجاز در هر یک میلیون قطعه ارسالی.
یک نقشه فنی (گاهی اوقات تکثیری از نقشه فنی) که طراحی قطعه را نشان میدهد. معمولاً اصطلاح «چاپ قطعه» به نقشه یک ریختهگری دای اشاره دارد، نه یک قالب، ابزار یا دستگاه.
سطح نیمه قالب ریختهگری تحت فشار که در مقابل سطح همترازش در نیمه مقابل قالب قرار میگیرد. همچنین نگاه کنید به سطح، جداکننده.
محل اتصال بین بخش پوشش و بخش خروجی قالب یا ریختهگری. همچنین، خطی که بر روی ریزه در محل اتصال قالب باقی میماند.
شرایطی در ریختهگری دای که در آن خط جدایش به طور ناگهانی از یک سطح به سطح دیگری تغییر میکند.
فرآیند دیگری برای تولید ماده اولیه در ریختهگری نیمهجامد. فلز مذاب در حین سرد شدن از طریق کانالهای محدودی عبور داده میشود و دندریتها شکسته میشوند.
پوشش تبدیلی که بر روی سطوح فلزی اعمال میشود تا چسبندگی رنگ و حفاظت در برابر خوردگی را بهبود بخشد.
روشی برای حذف تفکیک سطحی از ریختههای دایکست منیزیم و بهبود مقاومت در برابر خوردگی.
حذف اکسیدهای سطحی به وسیله واکنش شیمیایی یا الکتروشیمیایی.
مغزی، معمولاً با سطح مقطع دایرهای، که معمولاً دارای کمی شیب (پاشنه) است. همچنین، یک پین محکمکننده (یا پین راهنما) برای تضمین تراز دقیق بین دو بخش قالب.
ظاهر شدن فرورفتگیها یا حفرههای کوچک که در حین انجماد یا به دلیل خوردگی و کاویتاسیون ایجاد میشوند.
بخشی از دستگاه ریختهگری که بخشهای قالب به آن متصل میشوند، یا بخشی از پرسهای برش که قیچیهای برش به آن متصل میشوند.
قابی برای آویزان کردن قطعات و انتقال جریان به اشیاء در حین عملیات آبکاری.
ترکیب نوک و میلهای که فلز را به درون قالب هل میدهد.
صاف کردن سطح فلزی با استفاده از عمل ذرات ساینده که با چسب به سطح چرخها یا تسمههای بیپایان متصل شدهاند و معمولاً با سرعت بالا به حرکت درمیآیند.
حفرهها یا منافذ، که معمولاً ناشی از جمعشدگی هنگام انجماد است؛ هوا (بهویژه جزء نیتروژن هوای محبوسشده) درون ریخته یا هیدروژن آزادشده در حین الکتروریزی.
میزان پراکندگی تخلخل در سراسر قطعه ریختهگری، در مقابل متمرکز بودن همه آن در یک مکان.
تخلخلی که کاملاً درون قطعه ریختهگری تحت فشار محصور شده است.
تخلخل در ریختهگری دایکست که به سطح قطعه باز است.
دریچهای که فلز مذاب از آن وارد سیلندر تزریق ماشین محفظه گرم میشود یا به صورت قاشقزنی وارد سیلندر تزریق ماشین محفظه سرد میگردد.
دریچهای که فلز مذاب از آن به صورت قاشقزنی به محفظه سرد ماشین دایکست وارد میشود.
این روش شامل پاشش الکترواستاتیکی پودر دانهای از قبل مخلوطشده بر روی قطعه کار و سپس پخت آن در دمای بالا جهت دستیابی به خواص نهایی پوشش است. پوشش پودری مزایای بسیاری دارد، از جمله عدم وجود حلالهای آلی، تنوع گسترده مواد پوششی برای شرایط کاری مختلف، ضایعات حداقلی مواد و سهولت در مدیریت و استفاده.
فرآیند گرم کردن قالب دایکست قبل از شروع ریختهگری به منظور کاهش ضربه حرارتی ناشی از چند ریختهگری اولیه. همچنین شامل گرم کردن قالب قبل از قرار دادن آن در ماشین برای تعویض سریعتر قالب و آغاز تولید است.
پرس قدرت (چه مکانیکی و چه هیدرولیکی) که برای برش دادن حاشیه، راهگاهها و سرریزهای قطعات دایکست پس از ریختهگری استفاده میشود.
معیاری از یکپارچگی یک ریخته دایکست که در آن مایع تحت فشار از داخل ریخته عبور نمیکند. روش آزمون و فشار مورد استفاده باید مشخص شوند.
دامنه یا تغییرات پارامترهای مهم کیفیت ریختهگری (مانند تلرانس ابعادی) که در آن ترکیب خاصی از قالب و ماشین قادر به عملیات است.
سردسازی قطعه ریختهگری شده از دمای خروج آن تا دمای اتاق.
سرد کردن یک ریختهگری تحت فشار از دمای خروج آن تا دمای اتاق (یا تقریباً دمای اتاق) با قرار دادن آن در آب.
(1) هر نوع ساختاری برای یک قطعه ابزار که امکان تعویض آن قطعه را بدون خارج کردن ابزار یا قالب از دستگاهی که در آن کار میکند، فراهم میکند. (2) ویژگیها و رویههای قالب ریختهگری تحت فشار، مانند پیشگرمایش، که امکان تعویض قالبها روی دستگاههای ریختهگری تحت فشار با حداقل توقف تولید را فراهم میکنند. چنین ویژگیهایی معمولاً هزینه اولیه ساخت ابزار یا قالب را افزایش میدهند، اما میتوانند هزینه توقف طولانی دستگاه را بهطور قابل توجهی کاهش دهند.
تکرارپذیری و بازتولیدپذیری
تصویری که بر روی یک سطح حساس، مانند صفحه فتوگرافیک، توسط تابش الکترومغناطیسی با طول موج کمتر از ۵۰۰ آنگستروم ایجاد میشود. رایجترین نوع، پرتو ایکس است. تصاویر پرتو ایکس از قطعات دایکست اغلب میتوانند نقصهای داخلی را آشکار کنند.
یک قوس محدب که دو سطح را در ریختهگری قالب یا در مدلی که از آن قطعه ریختهگری تولید میشود، به هم متصل میکند. مشابه فیلت (Fillet).
تولید یک مدل کامل از یک طراحی پیشنهادی به سرعت و هزینهای کمتر نسبت به روشهای سنتی مانند ریختهگری اولیه تک حفرهای، ریختهگری تحت جاذبه یا ماشینکاری. همچنین ببینید: استرئولیتوگرافی، سینتر کردن انتخابی با لیزر، تولید اشیاء لایهلایه.
فرآیند ذوب مجدد ضایعات، قطعات فرسوده، داروس و پسماندهای ماشینکاری به مشخصات آلیاژ اولیه.
در عملیات ذوب منیزیم، حذف اکسید منیزیم و سایر مواد غیرفلزی معلق با استفاده از فلکس که ترجیحاً ناخالصیها را مرطوب کرده و آنها را به عنوان لجن به پایین بوته منتقل میکند.
عیب سطحی در ریختهگری که «بازتاب» شرایط نامطلوب سطح فولاد قالب است. به عنوان مثال، خستگی یا ترکهای ناشی از گرمایش در فولاد قالب ممکن است به صورت ترکها و دشتهایی در فولاد ظاهر شود. این موضوع باعث ایجاد برجستگیهایی روی ریختهگری میشود که شرایط سطح قالب را «بازتاب» میدهد.
مادهای که بر روی سطح حفره قالب اعمال میشود تا از چسبیدن ریختهگری به قالب جلوگیری کند. معمولاً این مواد به طور مکرر و گاهی هر چرخه اعمال میشوند و عموماً به صورت پاشش. برای تسهیل پاشش، ماده با آب یا حلال معدنی ترکیب میشود که از سطح حفره تبخیر میشود.
سرریزها، دریچهها، کانالهای راهگاه و ریختهگریهای معیوب به صورت خام که مستقیماً به بوته ذوب بازگردانده میشوند.
اصطلاح دیگری برای ریختهگری فلز نیمهجامد.
دیواری عمود بر دیوار یا سطح دوم که برای تقویت یا تثبیت آن دیوار یا سطح دوم استفاده میشود.
کاتد دزدی را ببینید.
ذوب مجدد را ببینید.
مسیر قالب که سوراخ سپری یا سوراخ پلنجر در یک قالب را به دریچه یا دریچههایی که فلز مذاب از آن وارد حفره یا حفرهها میشود، متصل میکند.
آزمون خوردگی شتابدادهای که در آن نمونهها در معرض مه ریز محلولی قرار میگیرند که معمولاً شامل کلرید سدیم است.
پرداخت سطحی که به عنوان یک بازتابدهنده پراکنده عمل میکند، که براق است اما مانند آینه نیست.
رسوب موادی که در طول عملیات ریختهگری تحت فشار بر روی سطح حفره قالب تشکیل میشود. این رسوب معمولاً ترکیبی از اکسید فلز ریختهگری شده و ماده جداکننده است. این لایهٔ رسوبی، اثری روی ریزه برجای میگذارد و در موارد شدید حتی ممکن است ابعاد ریزه را تغییر دهد.
انجمن مهندسان ریختهگری قالب، که با مؤسسه ریختهگری آمریکا ادغام شد تا انجمن ریختهگری آمریکای شمالی (NADCA) را تشکیل دهد.
روشی برای پردازش منیزیم که شامل اسیدشویی کرومی بوده و سپس در محلول دیکرومات درپوشی ایجاد میشود.
فرآیندی که از طریق جذب، واکنش شیمیایی یا سایر مکانیسمها، مقاومت پوشش آندی در برابر لکهشدن و خوردگی را افزایش داده، دوام رنگهای ایجادشده در پوشش را بهبود میبخشد یا خواص مطلوب دیگری به آن میدهد.
هر نقطهای در ریختهگری تحت فشار که ضخامت آن بهطور قابلتوجهی بیشتر (حداقل دو برابر) از بیشتر قسمتهای قطعه باشد.
توزیع نامناسب عناصر آلیاژی، ناخالصیها یا ساختارهای ریز.
روشی برای ساخت نمونههای اولیه سریع که از پرتو لیزر مدولهشده روی پودرهای تخصصی استفاده میکند تا دادههای CAD را به نمونههای کامل از جنس پلیکربنات، نایلون یا موم ریختهگری تبدیل کند.
صفحه نیکل، حاوی کمتر از 0.005٪ گوگرد، که نیاز به پولیش برای دستیابی به درخشندگی کامل دارد یا به صورت روکشخورده برای لایه زیرین در صفحه نیکل دو لایه استفاده میشود.
رسانه غیرهادی برای تغییر توزیع جریان روی آند یا کاتد.
پر کردن قالب یا بخشی از چرخه ریختهگری که در آن فلز مذاب به داخل قالب هدایت میشود.
فرآیند اعمال جریانی با سرعت بالا از ذرات فلزی یا گلولههای شیشهای به سطح فلزی با اهداف (۱) تمیز کردن یا (۲) بهبود مقاومت در برابر خوردگی ناشی از تنش با ایجاد تنش فشاری.
حجم مکعبی یک تزریق ریختهگری تحت فشار یا حجم مکعبی آلیاژ ریختهگری تحت فشاری که یک دستگاه ریختهگری تحت فشار قادر به تزریق آن به داخل قالب است. اندازههای تزریق گاهی به واحدهای وزن یا جرم بیان میشوند.
فرورفتگی سطحی، که اغلب به عنوان علامت سایه شناخته میشود و گاهی در بخش ضخیمتری که به آرامیتر از بخشهای مجاور خنک میشود رخ میدهد. همچنین به عنوان فرورفتگی شناخته میشود.
مشاهده عامل انقباض.
وضعیتی در ریختهگری تحت فشار که در آن انقباض انجمادی منجر به ایجاد حفرههای کوچک روی سطح ریزه شده است. این حفرهها گاهی «حفرههای حرارتی» نامیده میشوند. هنگامی که در امتداد دریچه ایجاد میشوند، «حفرههای دریچه» نامیده میشوند.
شرایطی حین انجماد قطعه ریختهگری که در آن کاهش حجمی منجر به تشکیل حفرهای درون قطعه میشود.
کاهش حجم همراه با انجماد (تبدیل) فلز از حالت مذاب به حالت جامد.
(نوع تغییر شکل القایی، ذوب فعالشده) فرآیند متالورژی شکلپذیری برای تولید ماده اولیه در ریختهگری فلز نیمهجامد. این فلز معمولاً به روش اکستروژن گرم و سپس کشش سرد پردازش میشود.
به پوسته ریختهگری دایکاست مراجعه کنید.
محفظه فلز مذاب در دستگاه ریختهگری دایکاست با محفظه سرد. این لوله از جنس فولاد سختشده است که پلانجر شات درون آن حرکت میکند تا فلز مذاب را به داخل قالب تزریق کند. به محفظه سرد مراجعه کنید.
بخشی از قالب که معمولاً به صورت موازی با خط جداکننده حرکت میکند. انتهای داخلی آن بخشی از دیواره حفره قالب را تشکیل میدهد و گاهی شامل یک یا چند قلبه (کور) است.
به بیسکوئیت مراجعه کنید.
تعویض تک دقیقهای قالبها، روشی از روشهای تولید لج در راستای کاهش زمان راهاندازی قالب.
چسبندگی یا التصاق فلز مذاب به بخشهایی از قالب پس از ریختهگری.
به انقباض انجمادی مراجعه کنید.
گرم کردن یک آلیاژ تا دمای مناسب، نگهداشتن در آن دما به مدت کافی برای ورود یک یا چند جزء به محلول جامد و سپس سرد کردن سریع به منظور حفظ آن اجزا در محلول.
تکنیکهای آماری برای اندازهگیری و تحلیل میزان انحراف یک فرآیند از یک استاندارد تعیینشده.
فلزی که مسیر مخروطی (سوراخ سپرو) را پر میکند و نازل یا محفظه داغ را به کانالهای ماشین حفاظت داغ متصل میکند. (اکثر ماشینهای حفاظت سرد، قرص تشکیل میدهند و فاقد سپرو هستند.)
یک پین مخروطی با انتهای گرد که به داخل سوراخ راهگاه بیرون میزند و به عنوان هسته عمل میکند تا ریزهگیری در بخش خروجی قالب نگه داشته شود.
تشکیل یک لایه رسوبی از طریق تراکم اتمها یا ذراتی که از سطحی تحت بمباران یونهای پرانرژی جدا شدهاند.
تکنیکهای آماری برای اندازهگیری و بهبود کیفیت یک فرآیند مشخص.
عملیات شکلدهی سرد بر روی ریختهگری در قالب. معمولاً این عملیات در پرس برقی انجام میشود تا زبانهها خم شوند یا سر پینها روی میلهها فشرده شوند.
روشی در ساخت نمونههای اولیه سریع که دادههای سهبعدی CAD را به مجموعهای از لایههای بسیار نازک تبدیل میکند و از پرتو نور ماوراء بنفش تولید شده توسط لیزر برای ترسیم هر لایه روی سطح مخزنی حاوی پلیمر مایع استفاده میکند و هر لایه را تشکیل داده و سخت میکند تا زمانی که نمونه اولیه کامل و به اندازه واقعی ساخته شود.
حداکثر تنش کششی (کشیدن) که یک فلز میتواند قبل از پارگی تحمل کند.
تنشی که در آن ماده، کرنش دائمی مشخصی یا تغییر شکل دائمی را نشان میدهد.
ترکخوردگی ناشی از اثر ترکیبی تنش و خوردگی. معمولاً این نوع خرابی به صورت ترک بسیار نازک خط مویی رخ میدهد که بدون هرگونه علامت خارجی خوردگی، در طول سطح گسترش مییابد.
نیرو در واحد سطح. هنگامی که تنشی به یک جسم وارد میشود (در حد مجاز الاستیک)، کرنش متناظری (یعنی تغییر شکل) ایجاد میشود و نسبت کرنش به تنش، یک ثابت مشخصه برای آن جسم محسوب میشود.
تنشی که در یک ماده به هنگام تغییر دما ایجاد میشود و نیرویی سعی در تغییر اندازه یا شکل قطعه دارد، اما قطعه مهار شده و نمیتواند به نیروی القاشده توسط حرارت پاسخ دهد.
شیب و تحمل.
مدیریت کیفیت جامع.
قالب ریختهگری تحت فشار که بر اساس طراحی و ابعاد استاندارد ساخته شده است. همچنین مجموعهای از واحدها برای انواع ریزهها که بسته به نیاز به ریزههای مختلف، در دستگاه نگهدارنده قالب نصب و اجرا میشوند.
فضایی که کاملاً فاقد ماده، حتی گازها است. حفرههای انقباضی در ریختهگری تحت فشار میتوانند خلاء باشند. لازم نیست که یک حفره شامل هواي محبوس باشد.
عمل خارج کردن گازها از قالب ریختهگری تحت فشار در حین یا قبل از جریان فلز مذاب برای شکلگیری ریختهگری.
یک مسیر باریک و نازک که اجازه میدهد هوا از حفره قالب خارج شود هنگامی که با فلز پر میشود.
فرآیندی برای زدودن بریدگیها و پرداخت مکانیکی با استفاده از محیط ساینده در یک ظرف که تحت نوسانهای با سرعت بالا قرار گرفته است.
حفره یا سوراخ بزرگی در دیواره یک ریخته که معمولاً به دلیل انقباض انجماد یا گاز به دام افتاده در ریخته ایجاد میشود. همچنین، حفره دمیده.
مشاهده کنید کانال خنککننده.
فرآیندی برای تمیز کردن یا پرداخت با استفاده از یک سوسپانسیون ساینده در آب که با سرعت بالا به قطعات در حال پردازش پرتاب میشود.
روشی برای حذف بریدگیها، گرد کردن لبهها و پرداخت سطح با تماس سطح کار با انواع متفاوتی از مسواکهای سیمی دوار.
بازده ریختهگری را ببینید.
نشانگذاری همراه با یک عدد که برای مشخص کردن گروهی از سه آلیاژ ریختهگری بر پایه روی استفاده میشود. این عدد، درصد تقریبی نامی آلومینیوم موجود در آلیاژ را نشان میدهد.
حروف اولیه عناصر روی، آلومینیوم، منیزیم و مس، که برای نشان دادن آلیاژهای روی 2، 3، 5 و 7 به کار میرود.